گزارشگر مسابقه استرالیا و کره جنوبی پیمان یوسفی در دقیقه 5 مسابقه در گزارش خودش می گه AFC اجازه نداده بازیکنان استرالیا بازوبند سیاه ببندند، همون طور که به ایران اجازه ندادن؛ در حالی که میلیو ها بیننده دارن می بینند که تمام بازیکنان استرالیا بازوبند سیاه بر دست دارن و پیش از شروع بازی هم یک دقیقه سکوت اعلام شد.
وقاحت و دروغگویی تا چه حد…………؟
تیم ملی استرالیا در بازی امروز مقابل تیم ملی کره جنوبی به نشانه همدردی با سیل زدگان و بازماندگان قربایان این سیل روبانی سیاه به بازو بسته و در مرحله گرم کردن پیش از بازی نیز با مجوز کنفدراسیون آسیا و مسئولان برگزاری مسابقات لباسی منقش به پیام همدردی با سیل زدگان بر تن کردند. جای سؤال از مسئولان دروغگوی فدراسیون ایران این است که چه طور بستن بازوبند سیاه برای استرالیا مجاز است، اما برای بازیکنان تیم ایران و همدردی با بازماندگان سقوط پرواز تهران ارومیه ممنوع است …..!؟ الهی شکر که در عصر اطلاعات دروغ ها به این سرعت معلوم و دست دروغ گویان رو می شود.
(توضیح: مسئولان فدراسیون فوتبال نبستن بازوبند مشکی به نشانه همدردی با بازماندگان قربانیان پرواز تهران ارومیه را علیرغم میل باطنی بازیکنان و کادر فنی تیم در بازی با عراق، مخالفت مسئولان برگزاری مسابقات و مقامات AFC اعلام کرده بودند.)
بیست دقیقه از شروع خبر ساعت 21 شب گذشته اما همچنان خامنه ای “بصیرت پراکنی” می کند و میگوید که مردم قم حتی در سال 56 هم بصیرت داشتند! بعد با یک اشاره کوتاه به سقو هواپیما در نزدیکی فرودگاه ارومیه اشاره می شود. اطلاعات بیشتر از این سانحه هم به بعد موکول می شود. در بخشهای دیگر خبر سیما نیز ، خبرهای ضد و نقیض به روی آنتن می رود و ببننده بالاخره نمی فهمد که آیا اصلا کسی فوت کرده، همه زنده مانده اند، چند نفر مسافر بوده اند، و …
حال پوشش خبری صدا و سیمای ایران را در مورد سوانح هوایی در اروپا ببینید:
گر سانحه در فرانسه رخ میداد، كامران نجف زاده به فرموده ضرغامی، از شدت همدردی با فرانسویها، مقابل دوربین، خودکشی میکرد! شبکه خبر هم از چهار جای دیگه تاثیرات ثانویه این سقوط بر امنیت پروازها و بازارهای بورس را پوشش می داد. فلاح در لندن برای لندنیهای دایه مهربانتر از مادر می شد تا ببننده به بدبختی مردم لندن در این زمستان سرد، که همه پروازهایش هم لغو می شود، گریه کند!
غرقی و شکوری هم از نیویورک، تا ثیر این سقوط را بر احساس ناامنی شهروندان اروپایی و آمریکایی و سقوط یک شبه ی بازارهای بورس لحظه به لحظه گزارش می دادند! فخار، خبرنگارا صدا و سمیا در کابل هم اعتراض مردم افغان را به کیفیت بد هواپیماهای اروپایی با آب و تاب گزارش میکرد و ….
هنوز 14 میلیون ایرانی بی سوادند!
فوریه 10, 2010
با وجود تلاشهای برجسته انجام شده هنوز 14 میلیون ایرانی بی سوادند.
«نهضت سواد آموزی» اعلام كرد كه هر سال بین 800 هزار نفر تا یك میلیون نفر در این كشور از تحصیل باز می مانند.
به گزارش خبرگزاری ها، علی ابراهیمیان، قائم مقام نهضت سواد آموزی همچنین گفت در حال حاضر بیش از 14 میلیون و 200 هزار بیسواد در ایران وجود دارد كه بیشتر آنان زن هستند.
پیشتر ابراهیمیان از اداره آمار ایران انتقاد كرده بود كه چرا آمار دقیق بیسوادی را ارایه نمی دهد.
ابراهیمیان گفته بود آمار كلی هیچ كمكی به نهضت سواد آموزی نمی كند و كاركنان این سازمان مجبورند به خانه ها مراجعه كند و مخاطبین خود را بیابند.
علی وطنی، مدیر برنامه ریزی نهضت سواد آموزی دی ماه امسال، آمار بیسوادان را 9 میلیون و 800 هزار نفر عنوان كرده و گفته بود هم اكنون 15 درصد مردم ایران بی سواد هستند.
به گفته او اول انقلاب این میزان بیش از 52 درصد بوده است.
وطنی یكی از راه های مبارزه با بی سوادی را به حد اقل رساندن تعداد كودكانی است كه با وجود اینكه به سن تحصیل رسیده اند از امكانات تحصیلی بی بهره می مانند.
این مدیر نهضت سواد آموزی تعداد كودكان باز مانده از تحصیل را بر اساس اطلاعات مركز آمار ایران در سال 1385 ، 300 هزار كودك شش تا 9 ساله عنوان كرده بود.
منبع:http://ayandenews.com/news/18447/
ضد فیلتر پرقدرت
فوریه 3, 2010
اعلام نامزدهای اسکار
فوریه 2, 2010
مراسم معرفی نامزدهای اسکار سال ۲۰۱۰ در لس آنجلس برگزار شد و فیلم های آواتار و قفس زخمی با بیشترین تعداد نامزدی، بالاترین شانس را برای کسب جوایز اسکار به دست آوردند.
از سال ۱۹۴۴ این نخستین بار است که در رشته بهترین فیلم، ده نامزد – و نه پنج نامزد- معرفی می شوند.
مراسم اسکار امسال، یکشنبه شانزده اسفند (هفتم مارس) در سالن کداک هالیوود برگزار خواهد شد.
ده فیلم نامزد بهترین فیلم
آواتار Avatar (کارگردان: جیمز کامرون)
پرشس Precious (کارگردان: لی دانیلز)
نقطه کور Blind Side (کارگردان: جان لی هنکاک)
حرام زاده های بی شرف Inglorious Bastards (کارگردان: کوئنتین تارانتینو)
بالا در هوا Up in the Air (کارگردان: جیسون رایتمن)
مرد جدی A Serious man (کارگردان ها: جول و ایتان کوئن)
تحصیلات An Education (کارگردان: لون اسکرفی)
محله ۹ (District ۹) (کارگردان: نیل بلامکمپ)
بالا Up (کارگردان: پیتر داکتر و باب پیترسون)
قفس زخمی The Hurt Locker (کارگردان: کاترین بیگلو)
در میان این فیلم ها، آواتار بیشترین فروش تاریخ سینما را از آن خود کرده است. فروش جهانی آواتار تا کنون از دو میلیارد دلار دلار فراتر رفته که البته بخشی از آن به پول اضافه ای بر می گردد که سینماگران بابت تماشای سه بعدی فیلم می پردازند. آواتار توانست فیلم تایتانیک را با فروش ۶۰۰ میلیون دلار پشت سر بگذارد.
بیگلو چهارمین زنی است که نامزد اسکار کارگردانی شده است. قبل از او سوفیا کاپولا برای گمشده در ترجمه نامزد اسکار شده بود.
سایر نامزدها در رشته های مختلف را در زیر می خوانید.
نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش اول:
جف بریجز برای دل دیوانه
مورگان فریمن برای شکست ناپذیر
جورج کلونی برای بالا در هوا
کالین فرت برای مرد تنها
جرمی رنر برای قفس زخمی
نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش اول:
مریل استریپ برای جولی و جولیا
ساندرا بولاک برای نقطه کور
هلن میرن برای ایستگاه آخر
گابوری سیدیبی برای پرشس
بیشترین نامزدی ها ۹: آواتار و قفس زخمی
۸: حرام زاده های بی شرف
۶: پرشس و بالا در هوا
۵: بالا
۴: محله 9، 9 و پیشتازان فضا
۳: تحصیلات، دل دیوانه، شاهزاده خانم و قورباغه، ملکه ویکتوریاکری مولیگان برای تحصیلات.
نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش دوم:
کریستوف والتس برای حرام زداه های بی شرف
کریستوفر پلامر برای آخرین ایستگاه Last station
مت دیمون برای شکست ناپذیر Invictus
پیتر سارسگارد برای تحصیلات
استنلی توچی برای استخوان های دوست داشتنی.
نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش دوم:
جولیان مور برای مرد تنها
مونیک برای پرشس
آنا کندریک برای بالا در هوا
پنه لوپه کروز برای ۹ (Nine)
دایان کروگر برای حرام زاده های بی شرف.
نامزدهای بهترین کارگردانی:
جیمز کامرون برای آواتار
کاترین بیگلو
کوئنتین تارانتینو برای حرامزاده های بی شرف
لی دنیلز برای پرشس
جیسون ریتمن برای بالا در هوا
نامزدهای بهترین فیلمنامه تالیفی:
قفس زخمی
حرامزاده های بی شرف
پیام آور The Messenger
مرد جدی
بالا
نامزدهای بهترین فیلم اقتباسی:
محله ۹
تحصیلات
باخبر
پرشس
بالا در هوا
نامزدهای بهترین انیمیشن:
بالا
آقای فاکس شگفت انگیز
کارولاین
شاهزاده و قورباغه
رازهای کلز
نامزدهای بهترین موسیقی:
آواتار
آقای فاکس شگفت انگیز
قفس زخمی
شرلوک هولمز
بالا
نامزدهای بهترین ترانه:
شاهزاده خانم و قورباغه
پاریس ۳۶
۹
دل دیوانه
خواهر زاده میرحسین موسوی، شهید شد
دسامبر 27, 2009
سید علی موسوی در میدان انقلاب از ناحیه قلب هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان ابن سینا شهید شد -
جنبش راه سبز (جرس): ظهر امروز سیدعلی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی در حوادث عاشورای حسینی در تهران شهید شد.
به گزارش پارلماننیوز، خواهرزاده 35 ساله میرحسین موسوی ، ظهر امروز در میدان انقلاب از ناحیه قلب هدف گلوله قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه به شهادت رسید.
هم اکنون میرحسین موسوی، والدین این شهید جنبش سبز و جمعی از شخصیت های سیاسی در این بیمارستان حضور دارند.
منبع:
http://www.rahesabz.net/story/6408/#When:14:18:45Z
کاراته کاران زن ایرانی در مسابقات آلمان کشف حجاب کردند
دسامبر 17, 2009
به گزارش خبرگزاری ورزش ایران، پس از کشف حجاب در رقابتهای بین المللی تکواندو در کیش، در رقابتهای کاراته بین المللی در المان نیز گروهی از بانوان کاراته کاربدون پوشش موهایشان به زمین مسابقه آمدند.
لازم به یادآوری است که پاره ای از فدراسیون های جهانی، حضور بانوان با حجاب در رقابت های رسمی بین المللی را به این دلیل ممنوع اعلام کرده اند که گرفتن قسمت بسته شده بر روی گردن از سوی حریف می تواند احتمال خفگی آنی داشته باشد، اما در ورزشهایی چون والیبال، دوچرخه سواری و دو و میدانی، داشتن سربند آزاد اعلام شده است.
این خبرگزاری در ادامه با اشاره به از بین رفتن بخت قهرمانی برای بانوان ایرانی در رقابتهای بین المللی در طی سالهای پس از انقلاب، به این نکته اشاره کرده است که: » سبکهای مختلف تحت پوشش کاراته از این فرصت استفاده کرده و در مسابقات سبک خود، که در مقایسه با رقابتهای آسیایی و جهانی، مسابقاتی غیررسمی محسوب می شود، بانوان کاراته کار محجبه را شرکت داده و از این باب تبلیغاتی مفصل را در جهت تبلیغ سبک خود انجام داده اند.»
این خبرگزاری ضمن اشاره به ماجراهای رقابتهای انجام گرفته تکواندو بدون حجاب در جزیره کیش، از ترفند فدراسیون کاراته ایران پس از رقابتهای آلمان چنین پرده برداشته است که: » متأسفانه در مسابقات بخش بانوان این سبک کاراته، برخی کاراته کارها بدون رعایت حجاب اسلامی مسابقه دادند و جالب اینجاست مسئولان این سبک با استراتژی فرار رو به جلو، نه تنها این حرکت را مذموم ندانستند، که با قلب واقعیت در رپرتاژهای خود که در برخی هفته نامه های رزمی منعکس شده است از انعکاس خبری و تصویری حجاب بانوان ایران در روزنامه های آلمانی خبر دادند.»
پیش از این در خبرها آمده بود که به ازای هر سه ورزشکار،«دست کم یک مامور حراست»به آلمان اعزام شده است.اما جالب اینکه این خبر نه از جانب ماموران حراست همراه،بلکه از سوی رسانه های خبری اعلام شده است.
منابع:
http://www.hra-news.org/news/10630.aspx
http://www.ipna.ir/shownews.aspx?newsid=24413
خبرگزاری هرانا – حقوق دانشجویی: به گزارش «خبرنگار فرارو» از همدان امروز صبح دانشگاه بوعلی سینای همدان با حضور پر رنگ نیروهای ضد شورش در اطراف دانشگاه شاهد روز پر تنشی بود.
براساس این گزارش در ساعت 12 ظهر امروز این دانشگاه شاهد برگزاری تریبون آزاد به ابتکار بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در دانشکده علوم بوده است، در حین برگزاری این تریبون آزاد عده ای از دنشجویان معترض نیز در طبقه دوم دانشکده ی علوم تجمع کرده اند.
در این میان دو تن از دانشجویان معترض که یکی از آنها دختر بوده است توسط افراد لباس شخصی از طبقه دوم به بیرون پرتاب می شوند که بنابر گفته شاهدان عینی، به شدت مصدوم شده اند. پس از این اتفاق، فضای دانشگاه بوعلی به شدت متشنج شد و همزمان با آن در ساعت 13عده ای افراد ناشناس موسوم به لباس شخصی به دانشگاه حمله برده و به برخورد با دانشجویان پرداختند.
با گذشت چند ساعت از بروز درگیری در دانشگاه بوعلی، دانشجویان همچنان در این دانشگاه حضور دارند و حاضر به ترک دانشگاه نیستند.اطراف دانشگاه نیز در محاصره نیروهای امنیتی و انتظامی قرار دارد.
منبع:
http://www.hra-news.org/news/10165.aspx
اینجا کجاست؟
اکتبر 20, 2009
اگر این عکس را به یک دانشجوی فلسفه نشان بدهید ممکن است دو ساعت برود توی بحر آن و به این فکر کند که اصولا هدف از خلقت این همه ممه دان چه بوده است؟ نظر ارسطو و سقراط و افلاطون در این باره چیست؟ و هزاران سوال دیگر.
اگر این عکس را یک روانشناس نگاه کند ممکن است به شما بگوید: به احتمال زیاد اون کرست سیاه بزرگه که شل و ول است مال یک خانمی است 35 ساله که تا بحال سه تا شکم زاییده و هم به بچه هایش شیر میداده و هم به بابای بچه ها.
اگر این عکس را به یک شاعری با روحیه ای لطیف نشان دهید ممکن است یک شعر جانسوزی در وصف فراغ ممه دان با محتویاتش بسراید که دل هر خواننده ای را بدرد بیاورد.
اگر این عکس را به یک حسابدار نشان دهید فورا ماشین حسابش را درمی آورد و حساب میکند اگر قیمت خرید هر ممه دان را بطور متوسط پنج هزار تومان و عمر مفید هرکدام را دو سال و ضریب استهلاک آنها را 20% فرض کنیم و تعداد کل انها را 5567 عدد منظور کنیم اکنون میتوانیم تخمین بزنیم که دارایی موجود بر روی طناب ها پس از کسورات قانونی به چیزی در حدود 452321 ریال می رسیم که نصف آن شامل مالیات بردرآمد میشود و بقیه اش هم مال خود آن خانم هاست و شریک قانونی آنها.
اگر یک مهندس به این عکس نگاه کند ممکن است این سوال برایش بوجود بیاید که مرکز ثقل ممه کجاست؟ نیروهای وارده به دیواره های جانبی ممه بند از چه مدل ریاضی پیروی میکنند؟ ایا میتوان یک میکروپروسسوری روی آن نصف کرد که تعداد دید زدن مردهای چشم چران را ثبت و ضبط کند؟ آیا بجای سیستم مکانیکی سنجاقک ممه بندها میتوان از امواج مخابراتی استفاده کرد؟
آیا کرست های زهوار دررفته و درب و داغون را میتوان دوباره بازیافت نمود؟ خود محتویاتشان را چطور؟
و اما اگر این عکس را به یکی از علما نشان بدهیم اولین سوالی که از شما می پرسد این است که:
«اینجا» کجاست؟؟
اینهایی که لباس شان را شسته اند پس خودشان کجا هستند؟
منبع: ملاحسنی
تهی شدن ذخيره ژنتيكی كشور از ضريب هوشی بالا
اکتبر 16, 2009
روند خروج نخبگان از کشور را چه «فرار مغزها» بنامیم ، چه «مهاجرت» و چه «رهایی» آنان از برخی ناهنجاری های جهان سومی و … تفاوتی در اصل ماجرا نمی کند و آن چه مهم است این که این پدیده نه تنها واقعیت دارد ، بلکه در سال های اخیر تشدید نیز شده است به گونه ای که برخی دانشگاه های معتبر آمریکایی ، کانادایی و اروپایی با مسرت اعلام کرده اند که میزان پذیرش دانشجویان ممتاز ایرانی آنها در مقاطع ارشد و دکتری ، به طور ملموسی افزایش یافته و البته تجربه نیز ثابت کرده است که اکثریت قریب به اتفاق آنان هرگز به ایران برنمی گردند و ثمره علم آنها عاید ملت هایی می شود که بیشتر قدردان شان هستند و این ، یک امر طبیعی است. البته باید گفت که خروج نخبگان از کشور فقط به دانشگاهیان منحصر نمی شود بلکه نخبگان مالی نیز راه خروج از کشور را در پیش گرفته اند ، مخصوصاً با برنامه های متنوعی که در برخی کشورها برای جذب سرمایه ها و سرمایه داران در حال اجراست که طی آن کسانی که مبالغی از چند ده میلیون تومان تا چند صد میلیون تومان را با خود به آن کشورها می برند و سرمایه گذاری می کنند ، اجازه اقامت و حتی شهروندی می گیرند.
در این باب ، البته بسیار گفته اند و نوشته اند و طبیعی است که تا شرایط داخل کشور مهیای میزبانی مناسب مغزها و سرمایه ها نباشد این روند همچنان بی هیچ تعارفی ادامه خواهد داشت و گنجینه کشور از اندیشه ها و سرمایه ها تهی خواهد شد.
اما در کنار آسیب های وضعیت موجود ، که بدان بسیار پرداخته شده است ، یک مصیبت( و نه صرفاً آسیب) نیز وجود دارد که بدان کمتر توجه شده است.
می دانیم که بسیاری از ویژگی های فردی از رنگ مو گرفته تا ویژگی های رفتاری به صورت ژنتیکی از والدین و اجداد به فرزندان به ارث می رسد.
در این میان ، خصایص هوشی نیز از جمله مهم ترین محموله های ژنتیکی هستند که از نسل های قبلی به ارث می رسد به طوری که فرزندان و نوادگان انسان های باهوش ، عمدتاً (و نه الزاماً) از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند.
بدیهی است که بار توسعه و پیشرفت جوامع نیز بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه ای است. حال وقتی در یک جامعه شرایط به گونه ای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک می کنند ، نه تنها خروج آنها ، مستقیماً جامعه را متاثر می کند ، بلکه در دراز مدت ، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیر تر می کند و در نسل های آتی ، روند انتقال ضرائب بالای هوشی به «ایرانیان آینده» با اختلال مواجه می شود.
در واقع خروج نخبگان از کشور، ماندگاری در خارج و ازدواج و زاد و ولدشان باعث انتقال این ویژگی های ژنتیکی در نسل هایی در خارج کشور می شود. نتیجه طبیعی و علمی این پروسه نیز این می شود که در دراز مدت ، متوسط ضریب هوشی ایرانیان کاهش می یابد به گونه ای که در رسانه های دهه ها و سده ها بعد ، این تیتر تکرار نخواهد شد که ضریب هوشی ایرانیان از متوسط جهانی بالاتر است!
در واقع ، یک نخبه علمی یا اقتصادی که از کشور خارج می شود ، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از کشور خارج نمی کند بلکه ژن های نخبگی و کارآمدی را نیز را خود می برد تا نسل های بعدی او در خارج از ایران از آن بهره مند شوند و جوامع میزبان شان را از آن بهره مند سازند.
نتیجه کلام آن که وضعیت کنونی پیامدهای راهبردی بزرگی دارد و تاریخ آینده ایران را به طور جدی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بی گمان مسببان خروج مستمر نخبگان از کشور ، نه تنها به ایران امروز ، که به آینده این سرزمین نیز ستمی بسیار بزرگ و غیر قابل اندازه گیری روا می دارند
جعفر محمدی، سردبير سايت عصر ايران
